جکهای خنده دار - تاریخ: 1392/3/14 ساعت: 20:51
ﺣﯿﻒ ﻧﻮﻥ ﻣﯿﺮﻩ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﻭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻣﯿﻨﻮﯾﺴﻪ : ﻟﻌﻨﺖ ﺑﺮ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺳﯿﺐ ﺑﺨﻮﺭﺩ ! . . . ﺑﺮﻭ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺎ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺁﺷﻨﺎﺕ ﮐﻨﻢ ﻋﺰﯾﺰﻡ <–— ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺯﻧﺪﮔﯽ <-— ﻋﺰﯾﺰﻡ ! . . . ﻏﻀﻨﻔﺮ ﺩﯾﺮ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ، ﻣﻌﻠﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭼﺮﺍ ﺩﯾﺮ ﺍﻭﻣﺪﯼ ؟ ﻣﯿﮕﻪ : ﺧﻮﺍﺏ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﻣﯿﺪﯾﺪﻡ ، ﺑﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﻭﻗﺖ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻭ ﭘﻨﺎﻟﺘﯽ ﮐﺸﯿﺪ...
10 درس جالب همراه با نتیجه ی اخلاقی - تاریخ: 1392/3/14 ساعت: 20:46
  10 درس جالب همراه با نتیجه ی اخلاقی     لطفا به ادامه مطلب بروید
مطالب تامل بر انگیز - تاریخ: 1392/3/14 ساعت: 20:40
1. اتمام حجت از روز اول!   2. حس دوستی و همکاری   3.  میانبر؟ اصلا!   4. چرا اول قصه ها میگن یکی بود یکی نبود ؟   5. نصیحت حاجی
ماتریس متقارن ادبی!!! - تاریخ: 1392/3/14 ساعت: 20:36
این شعر به صورت عمودی وافقی یک جور خوانده می‌شود (ماتریس متقارن ادبی)     از چهره    افروخته          گل را      مشکن! افروخته     رخ مرو       تو دیگر     به چمن! گل را        تو دگر       مکن خجل  ای مه من! مشکن       به چمن       ای مه من   قدر سخن !    
عمه ی عطار - تاریخ: 1392/3/14 ساعت: 20:32
از طرف مدرسه به پسر داییم گفتن برو درباره “عمه ی عطار” تحقیق بنویس، کل فامیل رو بسیج کرده که درباره “عمه ی عطار” مطلب جمع کنن، آخرشم به هیچ جا نرسیدیم! اصلا هیچ منبعی درباره خانواده پدری عطار پیدا نمی‌شد. زن داییم رفته مدرسه داد و بیدار که این چه تحقیقی به بچه مردم میدین! عمه ی عطار به چه درد بچه می...
جک جالب - تاریخ: 1392/3/14 ساعت: 20:28
پدر از پسرش پرسید: امتحان ریاضی امروزت چطور بود؟ پسر: یکی از جوابهام غلط بود. پدر: معلمتون چند تا سؤال داده بود؟ پسر:پنج تا. پدر: این خیلی عالیه، پس بقیه سؤال ها رو درست حل کردی؟ پسر: نه دیگه، اصلا وقت نشد به بقیه نگاه کنم..!!   *******************************   مادر از دخترش پرسید: دخترم، چرا پر کر...
لطیفه - تاریخ: 1392/3/14 ساعت: 20:25
* به یه نفر میگن تو شهرتون آثار باستانی دارین؟ میگه نه ولی دارن میسازن. * یه روز یه نفر میره توجنگل می بینه روباهه خوابه میگه خوب شد خواب بود وگرنه گولم میزد. * یارو پتروس فداکار و با دهقان فداکار قاطی می کنه می ره انگشتشو می کنه تو چشم راننده قطار. * یک بار یک یه نفر زنگ میزنه تاکسی تلفنی میگه آقا ...
چیستان های بامزه - تاریخ: 1392/3/14 ساعت: 20:21
آخرین دندانی که در دهان دیده می‌شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعی * * چطور می‌شود چهارنفر زیر یک چتر به‌ایستند و خیس نشوند؟ وقتی هوا آفتابی باشد این کار را انجام دهند * * چرا لک‌لک موقع خواب یک پایش را بالا می‌گیرد؟ چون اگر هر دو را بگیرد، می‌افتد . . .
smsهای په نه په - تاریخ: 1392/3/14 ساعت: 20:16
همكارم گوشيشو ورداشته رو صفحش “”ها”" ميكنه. ميگم ميخواي تميزش كني؟ ميگه: په نه په واسه يكي پيام صوتي بدون متن ميزارم * * به دوستم میگم من عاشق این ماشین شاسی بلندام، میگه منظورت پرادو و رونیزو ایناست؟ په نه په منظورم کامیونو تراکتورو ایناست. * * به دوستم میگم دارم واسه چند روز میرم آبادان. میگه واسه...
جک و sms سرکاری - تاریخ: 1392/3/14 ساعت: 19:54
معتاده به دختره متلک میگه: چشاش بیشت، لباش بیشت، تیپش بیشت دختره برگشت و گفت: گم شو آشغال معتاد گفت: انژباط شفر ================================ اگه خواستی بوسم کنی به نکات زیر توجه کن . . . . دیدی می خوای بوسم کنی!!! توووو خجااالت نمی کشی؟؟؟!!! ………………. سه تا چیز هست که بخوای،نخوای میاد سراغت: ۱٫مرگ...
جک و sms - تاریخ: 1392/3/14 ساعت: 19:49
رفتم بانک به تحویلدار گفتم : میخوام یه حساب مشترک باز کنم ! میپرسه با کی ؟ گفتم : با یکی که خیلی پول داره … گفت : خودتو مسخره کن ! اعصابا هم ضعیف شده ، ملت کارشونم درست انجام نمیدن !!!    . . ما خواهان تمرگیدن دکمه “پ” کیبورد در یک جای ثابت می باشیم ! . . بابام هروقت گوشیش زنگ می خوره ب من میگه برو ...
***...*** - تاریخ: 1392/3/14 ساعت: 19:24
... نمی دونم از کــجا شروع کنم قصه تلخ ســـــادگیمـــو نمی دونم چرا قسمت می کنم روزای خوب زندگیمو چــــــرا تو اول قصه همه دوســـــــــم مــــــــــــی دارن وسط قــــــــــصه می شه سر به سر من مـــی ذارن تا می خواد قـــــصه تموم شه همه تنهام مــی ذارن مــــــی تونم مثل همه دورنگ بـــــاشم دل نــــبا...
تفاوت مردهاوزنها - تاریخ: 1392/3/14 ساعت: 19:23
آینده: یک زن تا زمانیکه ازدواج نکرده نگران آینده است. یک مرد تا زمانیکه ازدواج نکرده هرگز نگران آینده نخواهد بود موفقیت: یک مرد موفق کسی است که بیشتر از آنچه همسرش خرج میکند درآمد داشته باشد. یک زن موفق کسی است که بتواند چنین مردی را پیدا کند. ازدواج: یک زن به امید اینکه شوهرش تغییر کند با او ازدواج...
درد و دل - تاریخ: 1392/3/14 ساعت: 19:16
شباهنگام لب دریاچه می رفتم و میگفتم با خود او یک شب انجا دیده خواهد شد من او را پیش از این هرگز ندیده نام اورا نیز نشنیده و انگار روزگاری باهم اشنا بودیم شبی امد ولیکن دیر وقت امد نه فانوسی نه مهتابی هوا بس تیره بود وتار و دامن دریاچه پرطوفان سوار قایقی گشتیم و برخیزابها رفتیم تا دیری من اورا باز نش...
درد دل های عاشقانه - تاریخ: 1392/3/14 ساعت: 19:14
وقتی ۱۵ سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم …صورتت از شرم قرمز شد و سرت رو به زیر انداختی و لبخند زدی… وقتی که ۲۰ سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم سرت رو روی شونه هام گذاشتی و دستم رو تو دستات گرفتی انگار از این که منو از دست بدی وحشت داشتی ....وقتی که ۲۵ سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم .....
کمی درد دل عاشقانه - تاریخ: 1392/3/14 ساعت: 19:10
آن سوی سرزمین ها ، نمیدانم کجاست ، دور نیست ، لحظه آمدنت نزدیک است ذهن من به لحظه آغوش کشیدنت درگیر است ، تنهایی دیگر به سراغ من نیا که خیلی دیر است. هستم تا هستی ، هستم تا در کنارم هستی ، هستم تا لحظه ای که در قلبت باشم ، محال است بی تو حتی یک لحظه نیز زنده باشم ! اینک قلبم تند تند میتپد ، دلم برای...
آخرين كلمات از زبان افراد مختلف - تاریخ: 1392/3/13 ساعت: 21:02
آخرین کلمات یک انسان عصر حجر : فکر میکنی توی این غار چیه؟   آخرین کلمات یک پلیس : شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره...   آخرین کلمات یک الکتریسین : خوب حالا روشنش کن...     آخرین کلمات یک بندباز : نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره...    آخرین کلمات یک بیمار : مطمئنید که این آمپول بی خطره؟ . . .
10 دليل آفرينش زن توسط خداوند - تاریخ: 1392/3/13 ساعت: 20:57
- خدا میدونست که آدم به کسی برای مقصر دونستش برای موضوع سیب یا هر چیز دیگری نیاز داره 1- خدا نگران بود که آدم در باغ عدن گم بشه چون اهل پرسیدن آدرس نبود. ۲ -خدا میدونست یه روزی آدم نیاز داره یک کسی کنترل تلویزیون رو بهش بده. ۳ -خدا میدونست که آدم هیچ وقت خودش وقت دکتر نمیگیره! ۴ – خدا میدونست اگه بر...
داستان خنده دار مرد و گربه - تاریخ: 1392/3/13 ساعت: 20:53
مردی از این که زنش به گربه خانه بیشتر از او توجه می کرد ناراحت بود، یک روز گربه را برد و چند تا خیابان آن طرف تر ول کرد.              ولی تا به خانه رسید، دید گربه زود تر از اون برگشته خونه، این کار چندین دفعه تکرار شد و مرد حسابی کلافه شده بود. بالاخره یک روز گربه را با ماشین گرداند، از چندین پل و ...
داستان طنز شوهر بيمار - تاریخ: 1392/3/13 ساعت: 20:51
زنه شوهرش رو می بره دکتر... دکتر به زنه می گه: خانم، نباید هیچ استرسی به شوهرتون وارد بشه. باید خوب غذا بخوره، هرچی که می خواد براش فراهم بشه و برای 1 سال هیچ بحث و دعوایی سر هیچ موضوعی حتی سر طلا و ماشین و خونه هم نباید با هم داشته باشن. توی راه برگشت مرده می پرسه: خانم دکتر چی گفت؟ زنه می گه: هیچی...